<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نوشته های کاوه یزدی نژاد</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/</link>
<description>این وبلاگ حاوی مطالبی است که براساس مطالعات و یا تجربیات خودم به آنها دست پیدا کرده ام </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 07 Nov 2008 19:13:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>باتلاقهایی که یک برنامه نویس در آن می افتد </title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;اگر به شما پیشنهاد بدهند که یک میلیارد دلار بگیرید و Windows XP را از نو بنویسید آیا قبول میکنید ؟&lt;BR&gt;خیلی ها خواهند گفت بله !&lt;BR&gt;من میگویم به شرطی که همان تعداد که مایکروسافت برنامه نویس داشت منهم داشته باشم....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در زندگی یک برنامه نویس بارها پیش می آید که پیشنهادات وسوسه کننده و اغوا کننده ای را دریافت میکند. مبلغهای گزاف ، پروژه هایی دهان پرکن و مشتریانی معروف . خیلی مواقع طمع و حرص بر عقل یک برنامه نویس چیره میشود و همانجا که باید بگوید (نه) میگوید (بله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; اولین اقدام پس از گفتن این (بله) پوشیدن یک دست لباس شیک ، شرکت در جلساتی آنچنانی ، دادن و شنیدن وعده هایی عجیب و غریب و کشیدن نقشه های رنگارنگ در مورد پول و پرستیژ حاصل از این پیشنهاد است .&lt;BR&gt;نتیجه میانی گفتن این (بله ) استرس ، فشار کاری و دادن فحشهای روزانه به خودتان است که چرا اینکار را قبول کرده اید .&lt;BR&gt;نتیجه نهایی گفتن این (بله) یک جمله معروف است : دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همه نرم افزاری ها احتیاج دارند که بعضی مواقع از نعمتی خدادادی بنام (عقل) استفاده کنند و قبل از قبول کردن مسئولیت و تعهد ابتدا از خود بپرسند که آیا آن لقمه به اندازه دهانشان هست  و آیا امکانات و ابزار لازم برای انجام آن تعهد را دارند یا نه ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Nov 2008 19:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیسوادی کامپیوتری </title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;ممکن نیست که کسی فعالیت نرم افزاری داشته باشد و بالاخره یک روز گذرش به یک سازمان و اداره دولتی نرسد و مجبور به پیاده سازی و یا نگهداری یک نرم افزار در آنجا نشود .&lt;BR&gt;یکی از عجایب اینگونه سازمانها در این است که هرچه بالاتر میروید و به پستهای مدیریتی نزدیک میشوید ، ناتوانی استفاده از کامیپوتر بیشتر نمایان میشود و هرچه پایین تر و به سمت سمتهای کم اهمیت تر میروید ، افراد مسلط به کامیپوتر بیشتری پیدا میکنید .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چه بسیار مدیرانی که نه تنها تایپ فارسی (حتی با یک انگشت ) بلد نیستند بلکه از ساده ترین مهارتهای استفاده از Mouse  و مانند آن نیز محرومند . بارها دیده ام که یک مدیر نمیتواند تشخیص دهد که برروی یک دکمه باید دوبار کلیک کند یا یکبار و یا آنهاییکه ادعا میکنند در منزل کامیپوتر دارند هنوز نمیدانند که صفحه کلید چطور فارسی میشود  ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نکته جالب در اینجاست که معمولا کامپیوترهای موجود در اتاق مدیران یک سازمان همیشه قوی تر و مجهزتر از سایرین است ، میز مخصوص ، LCD ,WebCam و مانند آن نیز جزء لاینفک این کامپیوترها محسوب میشود ولی اگر از همان آقا بپرسید که تا بحال چندبار به اینترنت وصل شده و یا چندبار از همان دوربین برای ویدئو کنفرانس استفاده کرده ، وقتتان را تلف کرده اید .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به هر حال مدیران می آیند و میروند و کامپیوتر میخرند و از آن استفاده نمیکنند و فن آوری اطلاعات هم برایشان کوچکترین اهمیتی ندارد و هیچوقت هم به این مساله فکر نمیکنند که شاید اختراع آن کامپیوتر  دلیل خاصی داشته باشد ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Nov 2008 09:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همکاران و مشکل مبادله تجربیات -( نکات پراکنده )</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;پست قبلی به این موضوع اختصاص داشت که چرا همکاران اقدام به مبادله تجربیات نمیکنند و همانطور که گفته شد ، به هزار و یک دلیل موجه عده زیادی از نرم افزاری ها تمایلی به رد و بدل تجربیات و دانسته های خود ندارند .&lt;BR&gt;این پست شامل یکسری مطالب پراکنده در خصوص نحوه و دلایل نیاز به انتقال تجربیات به سایرین میباشد . این مطالب ممکن است در کلیه شرایط و کلیه محیطهای کاری منطبق با واقعیت نباشد ولی به هرحال قبلا آزمایش شده است و حداقل در محیطهای کاری کوچک قابل پیاده سازی است :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱- هربرنامه نویس و فرد نرم افزاری ، بهتر است این واقعیت را قبول کند که به هرحال باید چیزهایی را به دیگران بیاموزد و چیزهایی هم از دیگران یاد بگیرد. در بعضی مواقع رفع یک مشکل و یا پیدا کردن یک راه حال ، با پرسیدن از دیگران (به شرط اینکه جواب بدهند) در چنددقیقه انجام میشود و درصورت اقدام شخصی برای تحقیق و آزمایش و پیدا کردن راه حل ، نیازمند چندماه زمان میباشد .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲- اگر اطلاعاتتان به جانتان بسته است ، حداقل آنها را طبقه بندی کنید ، اطلاعات خیلی مهم را میتوانید در نزد خودتان نگه دارید و معلوماتی را که دیگر ارزش چندانی برایتان ندارد در اختیار برنامه نویسان مستحق قراردهید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳- افرادیکه به دیگران کمک نمیکنند خیلی زود در بین همکاران انگشت نما میشوند ، بنابراین فکر نکنید که کارهای شما فراموش خواهد شد ، در زمان نیاز به کمک دیگران ، منتظر شنیدن همان پاسخهایی باشید که قبلا خودتان بارها به دیگران داده بودید .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۴- آشنا شدن سایر همکاران با روشها  و نحوه عملکرد شما باعث میشودکه وقتی نیاز به کمک سایرین برای تمام کردن یک پروژه دارید ، بتوانید برروی عده از آنها حساب کنید ، عده زیادی از همکاران ما با یک بهانه خیلی خوب از کمک کردن به دیگران شانه خالی میکنند : با روش ایشان آشنایی ندارم ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۵- قرار نیست که شما تا پایان عمرتان مشغول اصلاح برنامه ای باشید که ۳۰ سال پیش نوشته بودید ، در موسسات نرم افزاری معمولا نرم افزارها نسل به نسل باید به سایر برنامه نویسها تحویل داده شود تا مراحل انجام تغییرات در آنها انجام شود ، آموزش همکاران تازه وارد موجب میشود که در زمان تحویل پروژه های قبلی به آنها ، هر دقیقه منتظر شنیدن سئوالات  و یا توضیح روشهای کدنویسی استفاده شده نباشید .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۶- به هرکسی باید به اندازه سطحش و به اندازه مهارتش اطلاعات داد ، عده زیادی میخواهند به یک دانشجوی ترم ۴ کامپیوتر که هنوز درک درستی از بانک اطلاعاتی و حتی برنامه نویسی ندارد ، کدنویسی Ado.Net یاد بدهند . اینکار فایده ای ندارد جز سردرگمی طرف مقابل و خارج شدن اسرار کاری شما از کامپیوترتان ...&lt;BR&gt;اگر شما فرد خیرخواهی هستید بهتر است قبل از دادن اطلاعات و راهنمایی به دیگران اول کمی فکر کنید و چیزی را به وی آموزش بدهید که مناسب و در حد مهارتهایش باشد . اینکار هم به شما کمک میکند که  آنچه دارید برای خودتان نگه دارید و هم مشکل طرف مقابل را رفع میکند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۷- طول عمر یک تکنولوژی در حال حاضر حداکثر ۵ سال است . بنابراین شایدبهتر باشد که وقتی در حال برنامه نویسی با  Net 2008. هستید به سئوالات همکارتان در خصوص ّFOXPro جواب بدهید ...  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Oct 2008 03:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همکاران و مشکل مبادله تجربیات -( قسمت اول)</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;این پست به مساله ای اختصاص دارد که اگر هیچکس با آن برخورد نکرده باشد ، حداقل تمام برنامه نویسها با آن برخورد کرده اند : کمک نکردن برنامه نویسها به یکدیگر&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;توضیح ماجرا بسیار ساده است ، بسیاری از برنامه نویسها اعم از اینکه حرفه ای باشند یا نباشند و یا اینکه چه چیزی بلد هستند و چه چیزی بلد نیستند ُ همواره از یاددادن و راهنمایی سایر همکارانشان خودداری میکنند . پاسخ دادن به این سئوال که چرا فردی اقدام به چنین عملی مینماید کار راحتی نیست .ریشه یابی این عمل معمولا دلایلی به دست میدهد که هرکدام یکی از طرفین این مساله را ذیحق نشان خواهد داد :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;● از دست دادن موقعیت :&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt; یکی از مهمترین دلایل این امر ، ترس از به خطر افتادن درآمد و یا موقعیت شغلی میباشد ، متاسفانه کم نیستند برنامه نویسانی که حاضرند به هرقیمتی (حتی ضربه زدن به سایر همکارانشان ) به موقعیت شغلی و یا درآمدی بهتری دست پیدا نمایند و مسلما وقتیکه طرف مقابل احساس مینماید که موقعیتش چه از نظرشغلی و چه از نظر درآمدی به خطر خواهد افتاد ، ترجیح میدهد هرچه دارد (بوِیژه اطلاعات) را برای خودش نگه دارد .&lt;BR&gt;بعضی مواقع یاد دادن یک مساله یا تکنیک جدید به افرادی که دارای صلاحیت اخلاقی و حرقه ای نیستند موجب میگردد این افراد تبدیل به مدعیان و رقبایی شوند که از هیچ ابزاری برای ضربه زدن و کسب جایگاه دیگران رویگردان نیستند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;● از دست دادن درآمد :&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;هیچکس نمیتواند ادعا کند که برنامه نویسی و مسائل مرتبط با آن را برای رضای خدا انجام میدهد، هدف نهایی از تمام تلاشهای یک فرد ، کسب درآمد بیشتر و یا حداقل کسب درآمد مناسب میباشد و برای افرادیکه در صنعت کامپیوتر فعالیت میکنند ، وسیله کسب درآمد ، اطلاعات و مهارتهای فنی آنها میباشد . بنابراین یاد دادن  و رفع نمودن اشکال دیگران در هر زمینه مرتبط با شغل میتواند موجب کاهش سطح بازار کار برای فرد آموزش دهنده باشد .&lt;BR&gt;همه افراد دست اندرکار صنعت نرم افزار ، با این مشکل مواجه هستند که دیگران کاری مشابه را با قیمتی کمتر انجام داده و مشتریان آن کار را بسوی خودشان جلب مینمایند &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;● عدم رعایت اخلاق حرفه ای توسط سایرین :&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;این مساله که همگی افراد شاغل در صنعت نرم افزار با آن دست به گریبان میباشند آنقدر واضح و مشخص است که نیازی به توضیح ندارد . وقتیکه گروهی از همکاران  تا حدی پیش میروند که حتی از Resource نمودن برنامه های سایرین نیز خودداری نمیکنند ، واضح است که دیگران نیز موضع دفاعی و حفاظتی اتخاذ مینمایند ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; معمولا رسم براین است که در چنین مطالبی ، چندخطی هم در خصوص مزایای آموزش به دیگران و در اختیار گذاشتن تجربیات با دیگران نوشته شود ، ولی متاسفانه اینکار مشکل است زیرا مزایای در اختیار گذاشتن اینگونه اطلاعات در اختیار دیگران معمولا خیلی کمتر از معایب میباشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;خلاصه کلام :&lt;BR&gt;همکارانی که به دیگران کمک میکنند را تحسین میکنم به خاطر شجاعتشان و همکارانی که دیگران را کمک نمیکنند درک میکنم بخاطر شرایتشان !!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Oct 2008 07:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محصولات ناقص و انتظارات نابجا</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;چندی پیش مهمان یک شرکت نرم افزاری با طول عمر حدود ۲ سال بودم. طبق معمول محصولات شرکت عبارت بود از نرم افزار حسابداری  ، فروش و دبیرخانه ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در طول مدت این ملاقات ، مدیر شرکت و اعضای بخش فروش همواره از بازار بد و فروش خیلی پایین نرم افزارهایشان گله میکردند و البته وقتیکه عنوان کردم یک شرکت نرم افزاری ممکن است تا دو یا سه سال وضعیت مناسبی نداشته باشد بازهم تاثیری در نظریاتشان نداشت .&lt;BR&gt;اما عجیبترین قسمت زمانی بود که متوجه شدم همان شرکت برای انجام عملیات حسابداری خودشان از برنامه (رافع ) استفاده میکنند...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وفتیکه پرسیدم چرا خودتان از برنامه حسابداری شرکت خودتان استفاده نمیکنید ، حسابدار شرکت جواب داد که با (رافع) خیلی راحت تر به کارهایش میرسد ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;براستی وقتیکه محصولات یک شرکت نرم افزاری حتی در حدی نیست که بتواند نیازهای روزانه خود آن شرکت را تامین و برآورده نماید ، یک شرکت چطور میتواند انتظار داشته باشد که مردم آن محصول را بخرند و اختیار مال و اموال خودشان را به دست آن نرم افزار بسپارند ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Oct 2008 06:44:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مظلوم ترین های صنعت نرم افزار </title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;هربار که صحبت از صنعت نرم افزار می شود همگی به یاد Bill Gates و عدد 50.000.000.000 می افتیم، ثروتی که آقای بیل گیتس از راه فروختن نرم افزارهایش بدست آورده است . اینکه کار ایشان به چه شکلی و در چه مدتی انجام شده ، مساله ای است که برایش دهها کتاب نوشته اند و لزومی به ذکر مجدد  نیست .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تمام افرادی که شغل خودشان را (برنامه نویس ) عنوان میکنند یک مشکل بزرگ و مشترک دارند ، همه فکر میکنند که آنها هم پنجاه میلیارد دلار ثروت دارند !!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به جرات میتوان گفت همانطور که در تمام کارخانجات صنعتی دنیا ، باراصلی کار بردوش کارگران ساده قرار میگیرد ، در صنعت نرم افزار هم بار اصلی نه بردوش مدیر پروژه ها یا تحلیلگرها و امثال آن ، بلکه بردوش برنامه نویسها قراردارد . همه مردم دنیا میدانند که بین نام Bill Gates  و مجموعه سیستم عاملهای Windows و عدد پنجاه میلیارد دلار ، رابطه ای وجوددارد ولی عده خیلی کمی میدانند که بین برنامه نویسها و ثروت پنجاه میلیارد دلاری آقای بیل گیتس هم رابطه دیگری وجود دارد ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بله ، برنامه نویسها مینویسند ، اصلاح میکنند ، ارتقاء میدهند ، شبها بیدار میمانند ، روزها نهار نمیخورند و شرکتها میفروشند و حقوق برنامه نویسها را میدهند و کمی هم برای خودشان برمیدارند. دراین میان و در رابطه تنگاتنگی که بین برنامه نویسها و شرکتها و مشتریانشان وجود دارد ، حداقل سود و منافع مالی به جیب برنامه نویسها میرود .&lt;BR&gt;بسیارند شرکتها نرم افزاری که حقوق برنامه نویسهایشان در سطح حداقل حقوق قانون کار است و قیمت نرم افزارهایشان سر به دهها و صدها میلیون تومان میزند ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در بسیاری از شرکتها و گروهها نرم افزاری ، برنامه نویس بودن ، سطح پایین ترین شغل محسوب میشود ، پس از آن نوبت به تحلیلگر و DBA و نهایتا مدیر پروژه و سپس مدیر فروش می رسد . میزان حقوق ها نیز دقیقا به همین شکل است ، برنامه نویسها حداقل حقوق ها را دریافت میکنند و همه از این نکته غافل هستند که اگر همان برنامه نویس نباشد ، داستانهای نوشته شده توسط تحلیلگر و رویاهای موجود در ذهن مدیر پروژه هرگز واقعیت پیدا نمینماید !!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بله، برنامه نویسها مظلوم هستند ، شما هم وقتیکه در نرم افزار Word دکمه F1 را فشار میدهد و شکلک های بامزه Office Assitant را میبینید ،  به ثروت بیل گیتس فکر میکنید ولی هرگز به یاد  وقفه های صفحه کلید و برنامه های اسمبلی کنترل کننده آنها نمی افتید ...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 21:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مظلوم ترین برنامه نویس ...</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;یکبار دیگر ماه مبارک رمضان شروع شد و با شروع شدن این ماه مشکلات همه روزه مدیر پروژه ها و مسئولین شرکتهای کامپیوتری بیشتر از پیش میشود :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برنامه نویسها روزه دارند و کار برنامه نویسی کندتر از همیشه پیش می رود و زمان پایان پروژه ها سریعتر از قبل پیش می آید، خستگی ، نداشتن حضور ذهن ، کم صبری و مانند آن باعث میشود که هیچکس توانایی پیش بردن کار را نداشته باشد . روزه دار بودن برنامه نویسها شرایطی خاص است که باعث میشود شما بیش از آنچه که عقب افتادن پروژه را درک کنید ، شرایط بد برنامه نویسها و دست اندرکاران پروژه ها درک نمایید .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شاید در حالت عادی اگر یک برنامه نویس با تجربه سئوالی بسیار ابتدایی از شما بپرسد، کمی به دیده تحقیر به وی نگاه کنید، ولی در ماه رمضان هیچ چیزی عجیب نیست ، اگر بهترین برنامه نویسهای تیم شما هم از شما سئوالاتی بسیار ابتدایی بپرسند جای تعجب ندارد .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما هدف از نوشتن مقدمه بالا ، ذکر شرایط و مشکلات پیش بردن یک پروژه نرم افزاری در ماه رمضان نیست چون به هر حال اینکار مشکل است و در بعضی مواقع اصلا امکان جلو بردن کار وجود ندارد .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای فردی که مسئولیت یک پروژه را به عهده گرفته ، شاید هیچ چیزی با ارزش تر از ارتباط داشتن با افرادی مسئولیت پذیر و یا به عبارتی جوانمرد ، وجود نداشته باشد .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتیکه یک برنامه نویس حاضر است از خیر خوردن افطاری در منزل بگذرد و سه یا چهار ساعت بیشتر با شما همکاری کند و یا در حالیکه مدیر پروژه بیچاره از شدت درماندگی مجبور میشود که بعد از افطار خودش در محل شرک بماند و پروژه را خودش جلو ببرد و ناگهان می بیند که یکی از  برنامه نویسهایش مجددا برگشته تا کار قبل از افطارش را کمک  تمام کند ، مفهوم جوانمردی  برنامه نویسها بیشتر نمود پیدا میکند !!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و اما مظلوم ترین برنامه نویس ، در ماه رمضان ، مدیر پروژه ها از همه مظلوم تر هستند ، نه برنامه نویس به حرفشان گوش میدهد (در واقع نیرویی برای گوش دادن ندارد) و نه روسا  و نه کارفرما  و نتیجه اینکه در این ماه اکثر مدیر پروژه ها به برنامه نویسان ۲۴ ساعته  تبدیل میشوند ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;پی نوشت :&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;۱- کار برنامه نویسها در طول ماه رمضان قابل تقدیر است حتی اگر یک دقیقه باشد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 05:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پروژه های جاری ، فرصتی برای تربیت نیروی جدید</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;هرشرکتی برای انجام دادن پروژه هایش یک دلیل بسیار منطقی دارد : پول &lt;BR&gt;همزمان با هر پروژه ، همه شرکتهای به یک مشکل بزرگ برخورد میکنند : نیروی خوب &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;معمولا هرشرکت و یا موسسه ای دو گروه نیرو دارد ، گروه اول نیروهای کلیدی و فعال آن شرکت هستند و گروه دوم نیروهای به اصطلاح به درد نخور و یا با کارایی کم که از سر اجبار به کارهایی گمارده میشوند که مناسب آنها نیست .&lt;BR&gt;بسیاری از شرکتهای نرم افزاری با این مشکل مواجه اند که از یک طرف نیاز به نیروهای جدید دارند و از طرف دیگر جرات از دست دادن نیروهای خود (حتی همان نیروهای به درد نخور) را ندارند و از طرفی هم هیچوقت فرصت تربیت نیروهای جدید را ندارند  ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پروژه هایی که هر شرکتی انجام میدهد یکی از بهترین فرصتهای موجود برای اصلاح وضعیت بالاست. معمولا یک شرکت برای بدست آوردن نیروهای متخصص خود سه راه حل در اختیار دارد :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;● استخدام :&lt;/FONT&gt; معمولا امکانپذیر نیست چون نیروهای متخصص دنبال کار نمیگردند&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;● آموزش نیروهای بدون بازده :&lt;/FONT&gt;معمولا به دلیل کمبود وقت هرگز انجام نمیشود .&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;● تربیت نیروی جدید :&lt;/FONT&gt; به دلیل طولانی بودن و نامشخص بودن نیازها بازهم با اشکال قابل اجرااست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مساله وقت چیزی است که معمولا همه از آن گلایه دارند، ولی شروع یک پروژه جدید میتواند بهترین موقعیت برای مساله بازآموزی  و یا تربیت نیروهای جدید برای یک موسسه باشد. چه چیزی بهتر از یک پروژه سخت و ۱۰۰٪ عملی و همکاری فشرده با افراد حرفه ای تر میتواند یک فرد بی تجربه را به نیرویی خوب و کارآمد تبدیل نماید ؟&lt;BR&gt;اکثر شرکتها و موسسات نرم افزاری از بکارگیری نیروهای بی تجربه در پروژه هایشان ترس دارند و دلیل آنهم در ظاهر منطقی است ، هیچ موسسه ای علاقه ندارد که پروژه اش بخاطر بی تجربگی یک یا چندنفر خراب شود ، ولی باید به این نکته نیز توجه داشت که شاید قبول کردن ریسک خراب شدن و یا کندشدن روند یک پروژه در برابر احتمال بدست آوردن چند نیروی کارآمد چندان بی فاید نباشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اخیرا در چند مورد از پروژه هایی که به  من ارجاع شده بود سعی کردم بجای استفاده کامل از نیروهای حرفه ای ، از چندنفر نیروی کم معلومات تر نیز استفاده کنم . پس از پایان پروژه نتایج حاصل به این شرح بود :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;● مخفی کاری :&lt;/FONT&gt; نیروهای کم تجربه معمولا اشتباهات و یا سئوالات خودرا مخفی میکنند و به همین دلیل تمام کدهای نوشته شده توسط آنها باید جداگانه کنترل و بازبینی شود. اعتماد کردن چشم بسته به کدهایی که چنین افرادی نوشته اند نتایج ناخوش آیندی دارد.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;● ناهماننگی:&lt;/FONT&gt; تمام نیروهای کم تجربه امکان هماهنگی فوری با سایر اعضای تیم را ندارند. با توجه به حجم و نوع پروژه ممکن است از چندروز تا چندهفته طول بکشد تا افراد جدید بتوانند خودرا با وضعیت کار تیمی آشنا نمایند .&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;● سرخوردگی :&lt;/FONT&gt; معمولا  به دلیل مشاهده تفاوت سطح علمی و توانایی ها مابین خود و افراد حرفه ای تر  ، نیروهای تازه کار به سرعت سرخورده و نا امید میشود.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;● نیاز به آموزش :&lt;/FONT&gt; معمولا درخصوص مسائلی که کمی پیشرفته باشد ، همواره نیاز است که آموزش مختصری به افراد تازه کار داده شود. بعضی مواقع حجم آموزش مورد نیاز بالاتر میرود و ممکن است یک یا دو روز کاری از زمان پروژه صرف یاد دادن مسائل فنی به اینگونه افراد شود .&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;● خودسری :&lt;/FONT&gt; دربعضی مواقع یک نیروی تازه کار ترجیح میدهد بجای روش توافق شده در برنامه نویسی ، ازروش دیگری که خودش دوست دارد استفاده نماید. این کار معمولا به دلیل ضعف معلوماتی و یا به دلیل ناتوانی سایرین در تفهیم درست روش کار تیمی به فرد تازه کار می باشد .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بله ، استفاده از یک نیروی تازه کار در یک پروژه قطعا ساده نخواهدبود ، ولی پس از پایان یک یا دوپروژه احتمالا دیگر نمیتوان آن فرد را درگروه تازه کارها طبقه بندی نمود .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بزودی مطلبی درخصوص نحوه بکارگیری تازه کارها در پروژه ها خواهم نوشت &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Sep 2008 06:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وقتیکه باید بیشتر نگران بود </title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;هربار که یک برنامه نویس کارهای مربوط به یک پروژه جدید را شروع می کند با افرادی برخورد مینماید که معمولا ارتباطاتی با سفارش دهنده پروژه دارند و یا بطور خلاصه واسطه انجام کار بوده اند .&lt;BR&gt;شاید بتوان گفت که اکثر این افراد دو جمله مشترک را در زمان صحبت کردن با برنامه نویس و یا تحلیلگر نرم افزار ذکرمیکنند : پروژه ساده  است ، و پروژه هیچ چیزی ندارد....&lt;BR&gt;و جالب اینجاست که هیچوقت کسی از این افراد سئوال نمیکند که اگر واقعا این پروژه هم ساده است و هم هیچ چیزی ندارد ، اصلا چه نیازی به نوشتن آن برای یک مشتری وجود دارد  ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نظر شخصی من در زمان مواجه شدن با چنین افرادی این است که بهتر است تحلیلگران  و برنامه نویسان در زمان شنیدن چنین مطالبی ، دقت و سرعت عمل خیلی بیشتری بخرج دهند و حتی الامکان مستقیما با سفارش دهنده  نرم افزار  ارتباط برقرار نمایند و همچنین با نوشتن یک طرح دقیق و تحویل آن به کارفرمای اصلی حتما تاییدیه لازم را از کارفرما اخذ کنند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; علت کاملا واضح است ، واسطه اطلاعات کافی از پروژه ندارد ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 Aug 2008 04:52:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیداریهای شبانه و سرمایه های یک برنامه نویس </title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;کسانیکه با برنامه و برنامه نویسی سروکار دارند خوب میدانند که با نزدیک شدن زمان تحویل نرم افزار و بویژه اولین نصب آزمایشی ، ساعات کاری افزایش پیدا کرده و گاهی برنامه نویسان مجبور میشوند که تا نیمه های شب و یا حتی تا صبح بیدار بمانند و کارکنند . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; سئوال اینجاست که نحوه این کارهای شبانه به چه شکلی باید باشد ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بسیاری برنامه نویسها دراینگونه موارد بزرگترین اشتباه ممکن را مینمایند.  برای اجرای پروژه های دیگران شبهای متمادی تا صبح بیدار هستند و صبح هم مجددا تا شب بیدار میمانند و نهایتا برای جلو بردن پروژه های دیگران از سلامتی خود مایه میگذارند و پس ازمدتی با مشکلاتی از قبیل مشکل بینایی مواجه میگردند. این مشکل یکبار برای خود من پیش آمد .به دلیل کارهای بسیار سنگین برروی یک پروژه ، ابتدا سردرد و بعد درد شدید چشم آغاز شد. در ابتدا فکر میکردم که به دلیل سرماخوردگی این اشکالات بوجود آمده ولی خیلی زود مشخص شد که مشکل از سرماخوردگی نیست ....&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تا قبل از آنروز همیشه فکر میکردم که چطور باید کارهایم را انجام دهم و آن روز که مملو از استرس ونگرانی بود برای اولین بار از خودم پرسیدم که اگر به بینایی من صدمه وارد شده باشد چطور میتوانم به زندگیم ادامه دهم ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; نهایتا موضوع با یک هفته استراحت و پرهیز مطلق از کامپیوتر رفع شد ولی درس عبرتی خوبی برای یک به اصطلاح برنامه نویس بود که از سلامتی خودش برای کارهای دیگران مایه نگذارد ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و اما درمورد کارهای شبانه ، هنوز انجام میشود ولی تفاوت این استکه پس از چهار یا پنج ساعت خواب ، کار شبانه من از ساعت ۵ صبح آغاز میشود !!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یک برنامه نویس درطول دوران کاری خود فقط یک سرمایه دارد : چشم&lt;BR&gt; توصیه من به برنامه نویسان اعم از روزکار و شبکار این است که از کارکردن در زمان خواب آلودگی خودداری کنند ، اگرچه صرفنظر کردن از استراحت برای جلو بردن یک پروژه قابل تقدیر است ولی به هرحال همه میدانند که برنامه های نوشته شده درزمان خواب آلودگی بعدا نیاز به کنترل و رفع نقص بیشتری دارد  و البته خواب آلودگی روز بعد نیز معمولا باعث کاهش کارایی و دقت برنامه نویسی میشود .&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;مطالب بالا پراکنده است ، ولی به هرحال اصل مطلب این است: &lt;BR&gt;برنامه نویسها مراقب چشمهایتان باشید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 23 Aug 2008 08:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
